آذرماه امسال، هشتاد سال از مرگ «درويش خان» گذشت. مردى كه بايد او را سرآمد نوآوران در قلمرو موسيقى سنتى ايران به شمار آورد. از همان جوانى براى آفرينش موسيقى تازه دست به كار شد و با ملودى هاى سرزنده و ريتم هاى برانگيزاننده، قطعات نوآورانه اى را از دل سنت بيرون آورد.
فضاى سياسى مشروطيت در آن سال ها همه را زير تأثير مى گرفت. سرايندگان متن ها، غالباً سرشان بوى قرمه سبزى مى داد و متن هاى تند به ناگزير از راه تصنيف به زبان مردم كوچه و بازار- و نيز روشنفكران- جارى مى شد. درويش خان نيز ۶ تصنيف آفريده كه متن پنج تاى آنها را محمد تقى بهار، ملك الشعراء سروده است و دست كم دو سه فقره از آنها رنگ و بوى سياسى- انتقادى دارد. از جمله تصنيفى عنوان «زمن نگارم» كه با حال و هواى عاشقانه آغاز مى شود ولى در ميانه راه گريز به صحراى كربلا مى زند.شاید فضاى سنگين و شكننده انقلابى، سرانجام پرهيز و ملاحظه درويش را نيز شكسته است!
آغاز تصنيف اين است كه:
-«زمن نگارم، خبر ندارد/ به حال زارم نظر ندارد/
خبر ندارم، من از دل خود/ دل من از من خبر ندارد.../
امان از اين عشق، فغان از اين عشق/ كه غير خون جگر ندارد/
كجا رود دل كه دلبرش نيست/ كجا پرد مرغ كه پر ندارد...»
و بعد به اين جا مى رسد كه:
-«همه سياهى، همه تباهى/ مگر شب ما سحر ندارد؟/
بهار مضطر، منال ديگر/ كه آه و زارى اثر ندارد/
زهر دو سر، بر سرش بكوبد/ كسى كه تيغ دو سر ندارد/
جز انتظار و جز استقامت/ وطن علاج دگر ندارد!»
***
جالب نیست؟ مگه شبها باغ مظفر مهران مدیری رو نمیبینید؟
Wednesday، December 13، 2006
تصنیف سیاسی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

3 نظرات:
معصومه ابتكار : در صورت ورود به شوراي شهر تهران اجازه عبور جاده از پارك ملي خجير را نخواهم داد.
salam. shenidam vali vaghti yadam miad ke in tasnif ro0 shajarian khunde o in yaro dobare chenin balaii saresh avorde tarji midam tv ro khamush konam!!
rafti na?! kheili bahali to baba!!
ارسال يک نظر